این کتاب به تحلیل و بررسی تاثیر عزتنفس و هوش هیجانی بر تفکر استراتژیک مدیران آموزشی میپردازد. امروزه با گسترش جوامع بشری و تنوع ادارهها و سازمانها و خدمات متنوع ارائه شده به توسط این نهادها، دانش مدیریت در سازمانها و برنامهریزی برای آن ابعاد جدیدتری به خود گرفتهاست. یکی از اصطلاحات جدید در دنیای استراتژی، تفکر استراتژیک است. در رابطه با علل مطرح شدن تفکر استراتژیک، می توان به رویکردهای مهم استراتژیها و نقش آن در سازمان ها اشاره نمود. با افزایش مشکلات و پیچیده شدن سازمانها، نیاز به ارائه راه حلهای بهتر و استفاده از ابزارهای قدرتمندتر از برنامهریزی استراتژیک، خودنمایی میکند چرا که مدیران دارای تفکر استراتژیک با فهم و درک بهتر از برنامه استراتژیک، عملکرد مؤثرتری خواهند داشت. میتوان گفت تفکر استراتژیک به عنوان مکملی برای برنامهریزی استراتژیک ، رویکرد مناسب “راهبری” سازمان شمرده میشود و میتواند در جهت مقابله سیستماتیک با معضلات، درک فرصت ها، تخصیص بهینه منابع کمیاب و دستیابی به نتایج مورد نظر کمک نماید بر همین اساس این کتاب به تحلیل و بررسی دو مولفه اثرگذار بر تفکر استراتژیک مدیران میپردازد. این کتاب می تواند برای دانشجویان رشته مدیریت، علوم تربیتی و نیز روانشناسی و پژوهشگرانی که تصمیم دارند اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهند مفید خواهد بود. این کتاب برای نوبت سوم در حال تجدید چاپ است. بخش از کتاب را با هم بخوانیم:
تفکر استراتژیک با رویکرد کلاننگر خود از بروز فلج تحلیلی در سازمان جلوگیری می کند و به جای پرداختن به همه امور، فعالیتهای ارزش آفرین را انتخاب میکند. بنابراین خروجی تفکر استراتژیک یک سند مفصل برای همه امور سازمان نیست بلکه چند ایده مشخص، جذاب و خلاق برای بخش مهمی از سازمان است که مزیت رقابتی، سودآوری و ماندگاری سازمان را در پی دارد. …
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.